قطره ای از داشته های منامین


قطره ای از داشته های منامین

منامین به شهدای بزرگوار همچون شهید سبحانعلی فرخی، شهید بقیه الله عبادی،

 شهید سالار بابایی، شهید بهارعلی غلامی، شهید رسول علیاری، شهید احمد نوری، شهیدعلی نظرزاده، 

شهیدکیومرث نظامی، شهیدعلی معصومی و دو شهید خردسال (مهدی مالکی و لیلا مالکی) 

در بمباران هوایی  خزانه بخارایی تهران می بالد.




مرتضی غلامی منامن پنجشنبه 27 دی 1397 - 11:15 ب.ظ نظرات()
زندگینامه شهید بقیت الله عبادی منامن

افتاب آرام آرام، از بلندای کوه بالا می آمد و زلف عنبرینش را در دامنه ی دشت ها و پهنه ی وسیع روستا می گسترد، نگاه خواب آلودش در مطلع صبحی دلنشین از روزنه ی پنجره های چوبی به اندرونی صمیمیت خانه ها نفوذ می کرد، با ترنّم لطیف ترین انوار گیتی گشوده می شد و صبح با دمیدن روح طراوت به کالبد اعجاز انگیز طبیعت روستا آغاز می گشت صدای گوسفندها و برّه های، شور و هیجان در کوچه های لبریز از سادگی به جریان می انداخت و زندگی همچون آبی زلال و گوارا در چشمه ی دل ها می جوشید و کدورت لحظه ها را می شست.




هو الحق



ادامه زندگینامه شهید بغیت

مرتضی غلامی منامن دوشنبه 24 دی 1397 - 11:30 ب.ظ نظرات()
شهدای روستای منامن:شهید سبحانعلی فرخی روحش شاد ویادش گرامی
شهدای والا مقام خلخال


شهید سبحانعلی فرخی

نام : سبحانعلی

نام خانوادگی : فرخی

نام پدر : محبوب

محل تولد : روستای منامین

تاریخ تولد: 1338

تاریخ شهادت : 22 / 01 / 1362

نوع عضویت : بسیجی

محل شهادت : شرهانی

 

زندگینامه

شهید درسال 1338 دریك خانواده مستضعف ودر روستای منامین از توابع بخش خورش رستم چشم به دنیا گشود. در 7 سالگی راهی مدرسه شد. تا كلاس چهارم ابتدایی درس خواند وقبول شد اما به علت فقر مالی ترك تحصیل كرد ودر پایه دوم ابتدایی پدرش را از دست داد. وترك تحصیل كرد تا كمك مادرش در اوردن مخارج زندگی باشد.با هزاران مشقت ومشكلات بزرگ شد. هیچوقت دست از نماز وروزه نكشید. یك فرد مومن ومتعهد بود ودر راه اسلام وقرآن وپاسداری از خاك كشور عزیزمان دفاع كرد ودر آخر به درجه رفیع شهادت رسید.                                                      روحش شاد وراهش پر رهرو باد.

 

وصیت نامه

بسمه تعالی

انا لله وانا الیه راجعون               ما از خداهستیم وبه سوی او بازخواهیم گشت.

ما پیروزیم ،چون خداوند پشتیبان ماست. ما پیروزیم ، چون حسین سرور ما وامام زمان فرمانده ماست وچون پیر جماران وامت شهید پرور دعاگوی ما هستند.

با سپاس فراوان از خداوندمتعال كه نعمت هایش را بر ما ارزانی داشته است، كه من توانستم در جبهه حق علیه باطل شركت كنم.  به این امید كه بتوانم با سلاحم قلب صدامیان را نشانه روم وبا خون ناچیز خود درخت اسلام را كه با خون شهیدان به خون خفته اسلام رنگین شده است پربارتر نمایمواین عمال حلقه به گوش آمریكا را كه عروسك ابر قدرتهاست به این زودیها نابود كنیم.

اما مادرجان تنها سفارش من این است كه امیدوارم با شهادت من دل سرد نشوی وبلكه افتخار كنی وآن زحماتی كه برایم كشیدی امیدوارم حلالم كنی.  اما آقای مشهدی گردش مولایی با عرض معذرت چون خجالت می كشم از شما وبه شما زحمت زیادی داده ام مرا حلال كنید. امیدوارم همه زحمات را بزرگی خودت ببخشی.من سفارشاتم را در زیر توضیح میدهم كه بعد از من تو هستی وتا زمانیكه برادرم  از زندان آزاد شود وامیدوارم كه آزادی برادرمن كلیه اداره اهل خانواده من وزمین وتمام زندگانی وچیزی كه دارم تا آن موقع به عهده توست. آقای مولایی ،وقتی كه پسر من بزرگ شد ویا مادرش تا موقعی كه در خانه من است واگر برود حق ندارد اموال پسر مرا ببرد ودرآن موقع تحویل برادرم دهید وبعد از آن، بزرگ كردن آن به عهده برادرم است.   و اما آن دو تكه زمینی كه دارم بعد از من بفروشید وبه هر وجه كه شده با آن پول پسر مرا به مدرسه بفرستید. تا درس بخواند وبرای اسلام مفید باشد وادامه دهنده راه پدرش باشد. قرض هایی كه در انزلی دارم از جمله 5000ریال به صابر كاشی كار  و  4200ریال به محمد قلی پور  و3000ریال صمد قلی پور  و 3800ریال مامایم  و2000ریال دایی حفظ الله وبعد پول بانك را كه خودت بهتر میدانی. دیگر عرضی ندارم.

بسمه تعالی

همسر با وفایم در زندگی خوشی داشتیم وبدی داشتیم بالاخره من این راه را بر گرفتم. امیدوارم تمام خوبی ها وبدی های مرا ببخشی . امیدوارم آن امانتی كه در پیش تو دارم از او خوب مراقبت كنی وبه او درس اسلام وقرآن بدهی .والسلام.

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار        از عمر ما بكاه وبر عمر رهبر افزای

این چند قطعه شعر را در مراسم عزاداری ام بخوانید.

بودی پیامیم جان اوسته باجیما قارداشیما

من گدیرم ولی سوز بشلامیون سنگریمی.

ساخلیون گوزلروز اوسته قوجالان رهبروزی

دوره می دوشمن آلیپدی

پاره پاره بدنیم گلمثه شاید وطنه

بیركسیم یوخدی اقلا قازا بیر قبری منه

یوزمین پیكرمه  تركش خمپاره دییپ

من گلنده آنامن عشقمی تصدیق ایلدون

بالووا آرزوی عزت توفیق اتدون

بدرقه وقتی جهاده منی تشویق اتدون

منه كشف اولسا شهید اولماقیم ای بیكس آنا

افتخاریله اوزون قاره علم ویر قاپو وا

چاغر همسایه لری اوغلو وا قیل بزم عزا

منه قران اوخییب روحمی سن شاد ایله

بزم ماتم ده حسینین غمینی یاد ایله

سبحانعلی فرخی   62/1/11

 

مرتضی غلامی منامن شنبه 22 دی 1397 - 09:37 ب.ظ نظرات()
خردسالترین شهیدروستای منامن .هشجین.خلخال.اردبیل .روحش شاد و یادش گرامی
شهدای والا مقام خلخال

شهید بهارعلی غلامی

نام:  بهار علی

نام خانوادگی: غلامی

نام پدر: فتحعلی

محل تولد: منامین

محل شهادت: سردشت

تاریخ تولد:  1350

تاریخ شهادت:    15/5/66

 

زندگینامه

بسیجی شهید بهار علی غلامی به سال 1350 دریک خانواده مذهبی در روستای منامین از توابع بخش خورشرستم دیده به جهان گشود. در شش سالگی قدم به مدرسه گذاشت .دوره ابتدائی ومقطع راهنمائی را باموفقیت به پایان رساند .درسال 59 پدرش دار فانی راوداع گفت ومسئولیت شهید در تامین مخارج خانوادهاش چند برابر گردید. بنابراین ضمن تحصیل در امورات کشاورزی نیز فعالیت می کرد. وی از اخلاق ورفتار نیک پسندیده ای برخوردار بود. نماز وروزه ودیگر فرایض دینی را به نحواحسن انجام می داد .با شروع جنگ تحمیلی داوطلبانه سنگر مدرسه را ترک وبه سنگر دفاع از ارزشهای اسلامی رفته و پس از ماهها نبرد علیه کفار متجاوز ودشمنان قسم خورده انقلاب در اثر اصابت ترکش خمپاره دشمن به فیض عظیم شهادت نائل آمد.

روانش شاد



مرتضی غلامی منامن شنبه 22 دی 1397 - 09:26 ب.ظ نظرات()
بهشت شهدای روستای منامن .خوش رستم . هشجین . خلخال. اردبیل


مرتضی غلامی منامن دوشنبه 18 تیر 1397 - 01:41 ق.ظ نظرات()
مراسم یادواره شهدای روستای منامن:عکاس علی طاهری منامن


مرتضی غلامی منامن دوشنبه 1 آذر 1395 - 08:33 ب.ظ نظرات()
شهید علی نظرزاده منامن.این همان سردار رشیدی است که حتی رختخواب را برای خود حرام میدانست ابوالفضل لشگر ۳۱عاشورا ....آقا مهدی باکری بارها پیشانیش را بوسید




مرتضی غلامی منامن جمعه 17 مهر 1394 - 01:33 ب.ظ نظرات()
برای شادی روح شهدا و اموات درگذشته بالاخص پدر ومادر كسانیكه برحمت خدا رفته اند فاتحه ای بخوانیم
[ جانم قربان اولسون سنه وطنیم توپراقوندان اولسون منیم کفنیم سنسیزقلبیم ورماز،گولمزاوره گیم نه قدری وارآدون،اولمزاوره گیم

[ تورامن دوست دارم زادگاهم تورامن می ستایم یادگاهم توراازجان ودل من دوست دارم گلستان می شود باتوبهارم ]


مرتضی غلامی منامن پنجشنبه 17 اردیبهشت 1394 - 02:03 ق.ظ نظرات()
هر که را می دید سلام می کرد.

هر که را می دید سلام می کرد.

-وقتی دست می داد ، دستش را نمی کشید تا طرف مقابل دستش را بکشد.
-به کسی خیره نمی شد و نگاه کردنش یک لحظه بیشتر نبود.
-از هیچ نعمتی بد نگفت.
-دوست داشت همیشه از خوبی ها بگوید.
-همیشه با بهترین عطرها خود را خوشبو می کرد.
-سخن که می گفت ، لبخند می زد.
-کوتاه سخن می گفت . بدون طول و تفصیل.
-زبانش را از سخن غیرضرور باز می داشت.
-به دیدار کسانی می رفت که به دیدارش نمی آمدند


مرتضی غلامی منامن دوشنبه 22 دی 1393 - 11:44 ب.ظ نظرات()
شهدا شرمنده ایم

ادامه مطلب

مرتضی غلامی منامن یکشنبه 14 دی 1393 - 12:56 ق.ظ نظرات()
مراسم یادمان شهدای روستای منامن هم زمان با اربعین حسینی در روستای منامن برگزار گردید.
 




مراسم یادمان شهدای روستای منامن هم زمان با اربعین حسینی در روستای منامن برگزار  گردید.


ادامه مطلب

مرتضی غلامی منامن شنبه 15 آذر 1393 - 06:58 ب.ظ نظرات()
نامه شهید رکابغلی نظرزاده به شهید بقیت اله عبادی منامن


مرتضی غلامی منامن یکشنبه 18 آبان 1393 - 10:56 ق.ظ نظرات()
سالروز عملیات مرصادو شهادت خردسالترین شهید روستای منامن(شهیدبهارعلی غلامی منامن)تصاویر کمتر دیده شده از عملیات مرصاد

خردسالترین شهید روستای منامن که در عملیات مرصاددرتاریخ 1367/5/5به شهادت رسید

روحش  شاد ویادش گرامی



تصاویر کمتر دیده شده از عملیات مرصاد

عملیات مرصاد، نام عملیاتی بود که امیر شهید، سپهبد علی صیاد شیرازی با کمک بالگردهای هوانیروز آغاز کرد و در حقیقت، اقدامی شجاعانه در جلوگیری از پیشروی منافقین به سمت کرمانشاه (باختران) بود. نیروهای دشمن در سحرگاه سومین روز از مردادماه 67 از مرز خسروی به طرف سرپل ذهاب حرکت کرده بودند و به سرعت پیشروی می کردند.
گروه جهاد و مقاومت مشرق - عملیات مرصاد، نام عملیاتی بود که امیر شهید، سپهبد علی صیاد شیرازی با کمک بالگردهای هوانیروز آغاز کرد و در حقیقت، اقدامی شجاعانه در جلوگیری از پیشروی منافقین به سمت کرمانشاه (باختران) بود. نیروهای دشمن در سحرگاه سومین روز از مردادماه 67 از مرز خسروی به طرف سرپل ذهاب حرکت کرده بودند و به سرعت پیشروی می کردند.

رزمندگان اسلام در تنگه چهارزبر با آن ها روبرو شدند و خسارات سنگینی به آن ها وارد کردند. آنچه در پی می بینید، عکس هایی کمتر دیده شده از این عملیات غرورآفرین است که بعد از قبول قطعنامه 598 انجام شد تا بی قانونی و وحشیگری رژیم بعث و مزدوران منافقش را به نمایش بگذارد...

منافقین همه امکانات خود را برای رفتن بی دردسر تا تهران، همراه خود آورده بودند
منافقین همه امکانات خود را برای رفتن بی دردسر تا تهران، همراه خود آورده بودند
تجهیزات عراقی با پرچم ارتش آزادیبخش ملی ایران وارد خاک میهنمان شد
تجهیزات عراقی با پرچم ارتش آزادیبخش ملی ایران وارد خاک میهنمان شد
هیچکدام از نیروهای منافقین نتوانستند از تنگه چهارزیر عبور کنند
هیچکدام از نیروهای منافقین نتوانستند از تنگه چهارزیر عبور کنند
تجهیزات زیادی نیز به دست رزمندگان به عنیمت گرفته شد
تجهیزات زیادی نیز به دست رزمندگان به عنیمت گرفته شد
بیشتر تجهیزات منافقین در آتش خشم رزمندگان سوخت و کاملا از بین رفت
بیشتر تجهیزات منافقین در آتش خشم رزمندگان سوخت و کاملا از بین رفت
گلوله بالگردها، حسابی از خجالت تانک ها در آمدند!
گلوله بالگردها، حسابی از خجالت تانک ها در آمدند!
رزمندگان با دور زدن تپه های منطقه چهار زبر، از پشت، منافقین را غافلگیر کردند
رزمندگان با دور زدن تپه های منطقه چهار زبر، از پشت، منافقین را غافلگیر کردند
تعداد قابل توجهی از منافقین، اسیر شدند
تعداد قابل توجهی از منافقین، اسیر شدند
تنگه چهارزبر
تنگه چهارزبر
گروه های خبری خیلی زود برای پوشش اخبار عملیات مرصاد به تنگه چهارزبر آمدند
گروه های خبری خیلی زود برای پوشش اخبار عملیات مرصاد به تنگه چهارزبر آمدند
تا هر جا که چشم کار می کرد، ماشین ها و تجهیزات منافقین بود که در آتش خشم رزمندگان می سوخت
تا هر جا که چشم کار می کرد، ماشین ها و تجهیزات منافقین بود که در آتش خشم رزمندگان می سوخت
برخی از ماشین های منافقین با تعمیرات جزئی قابل استفاده بود / رزمنده ای در حال تعویض چرخ یک خودروی متعلق به منافقین است تا از آن استفاده کند
برخی از ماشین های منافقین با تعمیرات جزئی قابل استفاده بود / رزمنده ای در حال تعویض چرخ یک خودروی متعلق به منافقین است تا از آن استفاده کند
از پلاک ماشین ها و نوع تجهیزات می شد به خوبی کمک های عراق به منافقین را تشخیص داد
از پلاک ماشین ها و نوع تجهیزات می شد به خوبی کمک های عراق به منافقین را تشخیص داد
زنان منافق در این عملیات نقش مهمی داشتند، اما خیلی زود زمینگیر شدند
زنان منافق در این عملیات نقش مهمی داشتند، اما خیلی زود زمینگیر شدند
تصاویر رهبران منافقین، خیلی زود، زیر کفش و پوتین رزمندگان اسلام را بوسه زدند
تصاویر رهبران منافقین، خیلی زود، زیر کفش و پوتین رزمندگان اسلام را بوسه زدند
بیشترین تلفات منافقین در تنگه چهارزبر در حوالی اسلام آباد بود
بیشترین تلفات منافقین در تنگه چهارزبر در حوالی اسلام آباد بود
اعتماد به نفس پوشالی منافقین برای برو بچه های رزمنده هم جالب بود!
اعتماد به نفس پوشالی منافقین برای برو بچه های رزمنده هم جالب بود!
هیچ کسی رغبت نمی کرد به اجساد سوخته و متلاشی منافقین نزدیک شود
هیچ کسی رغبت نمی کرد به اجساد سوخته و متلاشی منافقین نزدیک شود
شهرهای مسیر حرکت منافقین مثل اسلام آباد و قصر شیرین و سرپل ذهاب هم دوباره رنگ جنگ به خود گرفته بود
شهرهای مسیر حرکت منافقین مثل اسلام آباد و قصر شیرین و سرپل ذهاب هم دوباره رنگ جنگ به خود گرفته بود
رزمندگان اسلام، فوج فوج به غرب کشور آمدند و باقیمانده منافقین را پاکسازی کردند 
ادامه مطلب

مرتضی غلامی منامن یکشنبه 5 مرداد 1393 - 05:18 ب.ظ نظرات()
امروز زنده نگهداشتن یاد و نام شهدا کمتر از شهادت نیست



سبک بالان خرامیدند و رفتند
مرا بیچاره نامیدند و رفتند



ادامه مطلب

مرتضی غلامی منامن چهارشنبه 9 بهمن 1392 - 12:58 ق.ظ نظرات()
مراسم برگزاری یادواره 9شهید والامقام روستای منامن همزمان با اربعین سید سالارشهیدا ن امام حسین (ع) واقع در روستای منامن زمان روز دوشنبه1392/10/02برگزار می گردد



برگزاری یادواره شهدای روستای منامن همزمان با اربعین سید وسالار شهیدان حضرت

ابا عبدالله الحسین (ع) ویاران باوفایش یا دواره 9 شهید والامقام  روستای منامن با درمحل مسجد

جامع روستای منامن برگزارمی شود


دوست داشتم قبل از صفحه بسم الله، صفحه شهدای منامن را ثبت کنم.

دوست داشتم منامین عزیم را یازده تکه کرده و و هر تکه را به نام شهیدی مزین کنم.

دوست داشتم سر هر صفحه ای اسم شهیدی را درج کنم!

دوست داشتم که نام وبلاگ را به اسم شهید بگذارم ولی کدامین یک از 11 شهید!

ولی دلم می گوید که آرام باش عزیزم، دوست داشتنت را به رخ نکش!

اگر می تونی تو هم اسم شهدا را از وبلاگ حذف کن!

چرا که دیگر آنها رفته اند!

چرا که راه و رسم آنها هم رفته!

چرا که ما دیگر در دنیای دیگری سیر می کنیم!

چرا که یاد کردن شهدا غبار غم را به دل می نشاند!

چر که از شهید فقط اسم و نام بجا مانده!

چرا که دیگر از آن روزهایی که آنها نام و شهره ای داشتند خبری نیست!

آنها رفتند تا ما را به آرامش برسانند!

آنها رفتند تا دود و غبار طاغوت را از جامعه بربایند!

آنها رفتند تا فقر و گدایی از بین برود!

روزی آنها برای خودشان حرمتی داشتند!

جنگ در هر شهر و روستایی نوگلان را با خود برد!

ما باید با یاد هر شهیدی به یاد اخلاق و کردار و گفتار آنها بیافتیم و روحیه بگیریم!

ولی تا نام شهید می آید مرگ و غصه و جنگ و دعوا به یاد آدم می آید! چرا؟

آنها چه درسی به ما دادند و ما چه درسی تحویل گرفتیم !

آنها خاک خوردند و خون ریختند اما ما از کاه کوه ساختیم!

آنها راه امتحان شده را رفتند و آزاد شدند!

ولی ما چی، اندر خم یک کوچه ایم !

راه را که نیافته ایم بلکه بیراهه را هم گم کرده ایم

و به دور خودمان می چرخیم!



مرتضی غلامی منامن یکشنبه 1 دی 1392 - 12:56 ق.ظ نظرات()